قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1937
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال سيصد و شصت و يكم و شصت و دويّم از رحلت خير البشر در اين سال ، عضد الدّوله در جانب غربى بغداد بيمارستانى تمام كرده ، هرچه محتاج اليه آن بود از ادويه و اشربه و اغذيه و طبيب مهيّا [ ساخت ] و الحال آن بيمارستان را در بغداد از مشاهير عمارات آن شهر [ 230 الف ] مىشمارند . و از جمله وقايع اين سال آنكه عضد الدّوله بر تمامى ولايات جرجان و طبرستان استيلا يافته قابوس را از آن ولايات بيرون كرد و جميله ، دختر ناصر الدّولة بن حمدان ، را از بند بيرون آورده فرمود تا او را بر شتر برهنه سوار كرده در تمامى شهر بغداد گردانيدند و منادى كردند كه : اين است قبيحه خواهر ابو مغلوب بعد از آن فرمود تا آن عورت را در دجله غرق كردند . و به واسطهء اين حركت شنيعه تمامى مردم از وى آزرده شدند و او را نفرين كردند و در سال سيصد و شصت و دويم از رحلت سيّد البشر ، مرض صرع بر عضد الدوله استيلا يافته او را ضعيف و نزار ساخت تا آنكه در هفتم شهر شوّال سال مذكور وفات يافت « 1 » . در روز وفات اين آيهء كريمه را تكرار مىنمود كه ما أَغْنى عَنِّي مالِيَهْ ، هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ « 2 » ، يعنى : هيچ فايده و منفعتى ندارد مرا مال ، هلاك شد از من سلطنت من . و او را به موجب وصيّت او در نجف اشرف در پايين روضهء مقدّسهء امير المؤمنين و اسد الله الغالب علىّ بن أبى طالب ، عليه السّلام ، دفن نمودند و بر صندوق او نيز بنابر وصيّتش اين آيهء
--> ( 1 ) . مرگ عضد الدّوله در هشتم شوّال اتّفاق افتاد . موقع مرگ چهل و هفت سال داشت و مدّت پنج سال و نيم در عراق پادشاهى كرد . چند تن از گويندگان تازى زبان از جمله ابو الطيّب محمّد بن حسين متنبّى او را در قصايدى غرّا ستوده و دانشمندانى بزرگ مثل ابو على فارسى ، از مشاهير علماى نحو ؛ عبد الرّحمن صوفى رازى ، از بزرگان علماى هيئت ؛ علىّ بن عباس مجوسى ، از اجلّهء اطبا از محترمين دستگاه او بودند و عضد الدّوله به شاگردى خود نسبت به ايشان افتخار مىكرد ؛ - عباس اقبال ، تاريخ ايران ، ص 167 . ( 2 ) . كه مال من مرا بىنياز نكرد ، قدرت از [ دست ] من بشد ؛ ( حاقه ، 28 - 29 ) .